Zojgram نوشته جدیدی ارسال کرد. 23 ساعت پیش
Zojgram نوشته جدیدی ارسال کرد. 23 ساعت پیش
Zojgram نوشته جدیدی ارسال کرد. 23 ساعت پیش
Zojgram نوشته جدیدی ارسال کرد. یک روز پیش
- ضربدری سوپرایزی در آنتالیا
(بخاطر امنیت افراد اسامی عوض شده) سلام دوستان میخواستم خاطره واقعی و لذت بخشی که واسه من همسرم اتفاق افتاد واستون تعریف کنم.از خومون بگم…
- زنم رو بکن. منم زنت رو میکنم!
سلام به همه دوستان عزیز مهران هستم و 36 سالمه اسم همسرم سپیده ست و الان نزدیک 15 سال هست که با هم زندگی میکنیم…
- بازی برد برد محسن و نادیا
سلام دوستان من محسن هستم با اینکه دوست داشتم بخاطر دریافت گذرنامه برم خدمت و زود پایان خدمتمو بگیرم ولی بخاطر فشار مامانم که سر…
- جرات حقیقت با ملیکا و دوستان
سلام من امیرم ۲۲ سالمه داستان مال یه سال پیشه من یه سال پیش با یه دختری تو رابطه بودم به نام ملیکا این ملیکا…
خواهرزن و جمعی از دوستان (۳)
با صدای گوشیم از خواب بیدار شدم
گيج و منگ بودم داشتم به خودم لعنت میفرستادم که چرا گوشیم سایلنت نکردم به زور گوشیم برداشتم آرسو بود
الو خسرو چطوری
خواب آلود گفتم جان چی شده
خوابی هنوز گفتم مگه ساعت چنده گفت ده نیم
غلام چطوره کیجا چرا جواب نمیده باز
گفتم کیجا دیشب مریض بود بردیمش بیمارستان بهش سرم و دارو دادن حالت تهوع داشت
داستانش مفصل هستش بذار بیدار…خواهرزن و جمعی از دوستان (۲)
درود بر شما دوستان شهوانی
امروز یکشنبه 25 آذر حدود 9 صبح بعد روز برفی از خواب بلند شدم و رفتم داخل سایت شهوانی دیدم داستانم منتشر شده بین داستانهای شب گذشته بیشترین بازدید بیشترین 👍 و کمترین 👎 و کمترین کامنت منفی رو گرفته با حمایتهاتون مصمم کردین که ادامه بدمدر مورد دوست عزیزی که گفتن اومدی قزوین کردی و رفتی عرض کنم اگه چشمت رو باز میکردی و عنوان…
- بارگذاری بیشتر